3.5/5 - (4 امتیاز)

سلام بر شما بازدیدکننده ی محترم.

خوش آمدید به سایت ابتدایی ها🙋‍♀️

تو این پست آموزشی میخوایم در مورد جایزه دادن به دانش آموزان، مشخص کردن برنده و بازنده در کلاس درس صحبت کنیم.

                          چرا هنوز، جایزه؟

تشویق به یادگیری با جایزه، چنان رایج و فراگیر شده است که کسی جرأت نمی کند، باب انتقاد در باره این سنت به ظاهر شریف و مقدس، بگشاید. گویی، مخالفت با آن ،گناه بسیار بزرگی به حساب می آید .
انسان ها ،میل طبیعی به دانستن دارند، اگر موانع بیرونی، دخیل نباشد، دانستن، ارزش است و انسان ، خود از دانا شدن، لذت می برد.

یکی از تخریب کننده های لذت طبیعی دانستن، جایزه می باشد ولی متأسفانه سالها پس از اجرا شدن نظام نوین آموزشی، هنوز، اکثریت دست اندر کاران آموزش ،خصوصا معلمان بر این سنت، به شدت، اصرار می ورزند، بدون اینکه نتایج و عواقب آن را بررسی، تحلیل و رصد کرده باشند.

وقتی جایزه می دهیم، ناخواسته القا می کنیم که یادگیری ارزش ذاتی ندارد. با دادن جایزه به جای اینکه ارزش علم بیشتر، درونی شود، ارزش آن جنبه بیرونی پیدا می کند.
کسی که جایزه می دهد، به باور من چندین خطا و خیانت را در حق خود و دیگران، مرتکب می شود.
از جمله :
ارزش یادگیری و علم برابر است با یک جایزه ، این عاملی است برای بی ارزش و سبک شمردن علم؛ چنانچه می بینیم، سالهاست ما جایزه می دهیم ولی ارزش یادگیری، همچنان سیر نزولی دارد.

دادن جایزه، بدون اینکه متوجه شویم به معنی تنبیه کسانی است که جایزه دریافت نمی کنند.

مهمترین عنصر در سیستم یادگیری به اعتقاد من، “انگیزه ی” دانش آموز است، ما در مدرسه، در حال حاضر ، بحران کمبود انگیزه را داریم و این مسأله سبب شده است که دانش آموزان، بسیار کمتر از توان خویش فعالیت و مشارکت داشته باشند. بنابراین با این روش های پیش پا افتاده، اندک انگیزه ی آنان نیز از بین می رود. علاوه بر این، دو طیف دریافت کنندگان و محرومین از جایزه در نقطه مقابل هم قرار داده می شوند.

از طرفی دیگر ،جایزه و پاداش، تخصص دست اندر کاران سیستم یادگیری را زیر سوال می برد که چرا از جایگزین کردن ایده های دیگری، به جای این رسم دیرینه ،عاجزند؟

همچنین، اهدا کننده ی جایزه، پایگاه اجتماعی و ارزش خود را از دیدگاه هر دو طیف ، به ویژه دریافت کنندگان جایزه‌ مخدوش می کند. مواظب باشیم، نردبان خویش را بر تکیه گاه ضعیف، قرار ندهیم.

من، بارها دیده ام، کسانی که در کلاس به آنها جایزه می دادم و حق دیگران را ظاهرا به نفع آنان ضایع می کردم در اوج بی احساسی از کنارم رد شده اند.
حالا می فهمم، نتیجه ی رفتارهایم ،تنها تولید عده ای متخصص بی اخلاق و نیز منزوی کردن عده ای دیگر بود و بس. منظورم از اخلاق، همزیستی و دوستی انسانها با هم است که در کنار هم احساس آرامش و امنیت کنند.

عبرت از گذشته، از خصوصیات آدم های شجاع و با هوش است. یکی از تعاریف هوش، کشف کجروی ها ، اشتباهات گذشته و درس گرفتن از آن است. انسان باید هر از گاهی در مسیر حرکت خویش توقف کند و مسیر را بنگرد و انحرافات در مسیر را مشخص کند.

سیستم متکی بر جایزه باعث می گردد تا بدست آوردن ماده، ارزشمندتر از دانایی باشد.

این رویکردها ،سبب شده که امروزه جامعه ما اقتصاد را بر پرورش مقدم بداند. وضعیت سرانه مطالعه و مشتریان خرید کتاب، گواه این ادعا است. به باور نظریه پردازان حوزه یادگیری نوین، شاگرد برای کسب یادگیری به کلاس می رود و این یادگیری باید مختوم به دو هدف گردد:

1_مسئولیت پذیری

2_تصمیم گیری درست

اما در مکتب آموزش گرایی و حافظه مداری، یادگیری به ذخیره سازی، تعبیر می گردد. آنان برای پرکردن انبار حافظه شاگرد، یک سنت دیرینه دارند که خط قرمز آنان است . اگر کسی این سنت بی نقص و عیب را نقد نماید ؛ چنان در مقابلش می ایستند که گویا خطای بسیار بزرگی، مرتکب شده است. این سنت دیرینه عبارت است از : آزمون (امتحان) ، هویج (پاداش یا جایزه)، اجبار ، چماق(تنبیه) یا به صورت خلاصه “آهاچ”.

یادگیری، طبق عقیده ی نظریه پردازان نظام نوین ، باید همراه با تفریح باشد. تفریح، پاداش ژنتیکی یادگیری است و دانش آموز را عاشق یادگیری می نماید. (گلسر)
تفریح را معلمان نوگرا ، هنرمند و تفکرگرا ایجاد خواهند کرد. در چنین کلاس هایی، شاگرد به احساس، دست خواهد یافت؛ یعنی خلاقیت و مسؤلیت پذیری را از معلم خود، یاد خواهد گرفت. برای دست یافتن به احساس، باید آزمون، هویج و چماق را حذف نمود. زیرا در نقطه مقابل تفریح هستند.

معلمی می تواند “آهاچ” را حذف کند که از نظر علمی، توانمند و مجهز به فنون تدریس باشد و دستورالعمل با کیفیت به وی ابلاغ شود. “آهاچ” راههای فرار مربی از واقعیتند.
انجام عمل شاگرد از روی هویج ، چماق و اجبار، برای رضایت مربی است نه شاگرد، و کیفیت؛ یعنی رفتارهای مثبت اجتماعی را به دنبال نخواهد داشت.
 در آموزش و پرورش با کیفیت، شاگرد خود از یادگیری، لذت می برد‌. وقتی کلاس، معنادار و مفرح شود؛ دیگر نیازی به رشوه دادن و اجبار نیست. (اریک جنسن)
در صورت وجود هویج، که به باورم بدترین شکل چماق است و نیز اجبار و امتحان، شاگرد احساس خوبی نخواهد داشت ؛ نمی داند چگونه با اطلاعات برخورد کند و در آینده بی مسؤلیت می شود.

طرفداران آزمون ، هویج ، اجبار و چماق، فیلتر دانش ضعیفی دارند و بیشتر بر اساس شنیده ها، عادت ها، تقلیدها و مشاهده ها، عمل می کنند. آنان گمان می کنند که در مقابل گروه جاهلان ( دانش آموزان) قرار گرفته اند که به شدت به او نیازمندند؛ زیرا معلم حافظه مدار و بانکی، فقط از خود خبر دارد و دانش آموزان را نمی شناسد.(پائولو)

کسی که فقط از خود خبر دارد؛ استعدادها را محدود می بیند. مانند کسی است که در مه غلیظی فقط پاهای خود را می بیند. چون شاگردان را نمی شناسد، آنان را وارد دنیای خود می کند. یعنی شاگردان، جزئی از وی می شوند و در نتیجه شاگردان را در خود نابود و محو می کند.

برعکس باور طرفداران هویج و چماق؛ شاگردان، اقیانوس های کشف نشده اند، منتها نیازمند کاشفانند. به جای امتحان و هویج، عادت هایی ایجاد کنیم که در بیرون از مدرسه به کارشان آید و نیز کلاس را شایسته محور کنیم. یعنی زمینه فعالیت خوب را ایجاد نماییم .

امتحان، نردبانی است که به دانش آموزانی داده می شود که همگی در یک چاله افتاده اند‌. دانش آموزی که در مدرسه به موفقیت دست نمی یابد؛ عمری را در حبس می گذراند. پس بهتر است در بیرون از مدرسه، به یادگیری حرفه ای بپردازد.

امتحان نه تنها چیزی را به دانش آموز یاد نمی دهد. بلکه از شدت ضعف است و نشان از فرسودگی معلم است. به جای امتحان رفتارهای اجتماعی یاد بدهیم.

بین هویج و چماق نیز هیچ تفاوتی نیست. هر دو برای مطیع کردن است. یعنی مانند خود کردن و در خود هضم کردن. آنان که معتقد به “آهاچ” (آزمون ، هویج ، اجبار و چماق) هستند، روابط خصمانه ای با شاگرد دارند. منظور از روابط خصمانه این است که بدون علم و فنون؛ سر کلاس می روند و چیز خوبی برای شاگرد ندارند.

“آهاچ”، کیفیت را به شدت، تخریب خواهد کرد؛ زیرا کیفیت، ثمره روابط است و “آهاچ” نیز به جای روابط، تضاد را به وجود می آورد.
سخن آخر اینکه به جای “آهاچ” دو چیز را به دانش آموز یاد بدهیم:
۱ـ درست تصمیم بگیرند. ۲ـ مسؤلیت پذیر باشند.
اگر توانستیم؛ می توانیم ادعا کنیم که موفق و تأثیرگذار بوده ایم‌.

منابع:
بر انگیختن شوق یادگیری( باب سالو)
موفقیت در مدرسە (مایکل باب ورس)
دانش آموز با انگیزە (باب سالو)
آب بابا افلاطون (جان اسمیت)
کودک اگر از لحاظ درسی واخلاقی در سطح غیر قابل قبولی باشد باید نقطه مثبتی در وضع رفتار و ظاهر او یافت و ازآن به عنوان جای پای برای تشویق وی استفاده کرد. مثلا ممکن است دستهایش لطیف و یا موی سرش اصلاح شده ومرتب باشد همچنین ممکن است به تمیزی کفشهایش اهمیت بده و یا دفتر و کتاب خود را خوب نگه داری کند. به هر حال باید از همان نقطه مثبت و روزنه کوچک نوری به زندگی تحصیلی کودک تابید و شخصیت قابل قبولی از او ساخت و زندگی جدیدی را برایش پی ریزی کرد. سرگرمیها وعلائق کودک نیز نباید از نظر معلم دور نماید.

چند ماه پیش یکی از دوستان من تصمیم گرفت نقل مکان کند. او یک کلکسیون فوق العاده از اشیای عتیقه داشت. چیزهایی مثل کتاب های نفیس قدیمی و ظروف شیشه ای دست ساز از چندین نسل قبل. می دانستم چقدر به اینها وابسته است و تحویلشان به شرکت حمل و نقل اثاثیه. چقدر برایش پرتنش خواهد بود؛ به همین دلیل آخرین باری که دیدمش پیشنهاد دادم بیشتر اشیای شکستنی را وقتی به شهر باز گشتم با خود بیرم. دو هفته بعد یک نامه تشکر دریافت کردم که تویش یک اسکناس ۵۰ دلاری بود.

کشور سوئیس سالها در تلاش برای پیدا کردن محلی برای دفن زباله های رادیواکتیو بود. مسئولان چند مکان را برای انباشت زیر زمینی بررسی کردند. از جمله یک دهکده در مرکز کشور. روانشناسان و دیگر محققان به آنجا رفتند تا نظر عمومی مردم را جویا شوند. در کمال شگفتی ۵۰/۸ درصد با این پیشنهاد موافقت کردند. این پاسخ ملیت می تواند دلایل متعددی داشته باشد؛ وجهه عمومی، اجبار اجتماعی، غرور ملی و امکان ایجاد فرصت های شغلی و…. آن تیم تحقیقاتی برای بار دوم نظر سنجی را انجام دادند اما به این ترتیب که از محل مالیات ها برای هر یک از ساکنانی که رای مثبت می دادند پاداش پنج هزار دلاری در نظر می گرفتند. ولی چه اتفاقی افتاد؟ نتایج سقوط کرد تنها ۲۴/۶ درصد رای دهندگان موافق بودند.

یک نمونه دیگر، مهد کودک ها هستند. کارمندان مهد کودک هم با مشکلی مواجه اند که در همه جای دنیا وجود دارد. اخیر والدینی که پس از تعطیل شدن مهد کودک فرزندشان را فراموش می کنند. در این شرایط کارمندان چاره ای پر صبر کردن ندارند. آنها نمی توانند کودکان باقیمانده را سوار تاکسی کنند یا آنها را کنار خیایان تنها بگذارند. برای جلوگیری از تاخیر والدین بسیاری از موسسه ها جریمه هایی برای دیرکرد در نظر گرفته اند.

این سه داستان یک چیز را نشان می دهند پول همیشه انگیزه را افزایش نمی دهد. در واقع در بسیاری از مواقع اثر معکوس هم می گذارد. وقتی دوست من آن ۵۰ دلاری را برای من فرستاد، نیت خوب مرا نادیده گرفته بود و دوستی ما را خدشه دار کرد. پیشنهاد غرامت به مردم برای انبار زباله های هسته ای مثل رشوه بود و روحیه جامعه گرایی و میهن دوستی را بین آنها کاهش داد.

وضع جریمه تاخیر باعث شد، رابطه والدین با مسئولان مهد کودک از یک رابطه فردی به یک رابطه پولی تبدیل شود و تأخیر را برای والدین توجیه پذیرتر کرد یک نام علمی برای این پدیده وجود دارد؛ انباشت انگیزه

وقتی کسی کاری را با نیت خیر و بدون انگیزه های مادی یا به قول معروف از روی خوش قلبی انجام می دهد پرداخت پول باعث ایجاد خلل در کار او می شود. پاداش مادی می تواند هر انگیزه دیگری را نابود کند. فرض کن یک سازمان خیریه را اداره می کنی، منطقی است حقوق های پرداختی چندان چشمگیر نباشد با وجود این کارمندان انگیزه بالایی دارند، چرا که فکر می کنند کار مفیدی انجام می دهند، وارد کار می شود تمام حواس ها بر جلب کمک به موسسه متمرکز می شود.

منبع:  کتاب هنر شفاف اندیشیدن

اثر رولف دوبلی ترجمه عادل فردوسی/ بهزاد توکلی/علی شهرروز

امیدوارم از خوندن مطالب لذت برده باشید و براتون مفید بوده باشه و  گام های درستی رو در مسیر آموزش و هدایت دانش آموزانمون بردارید و همگی به موفقیت برسید.

 

سایر مطالب سایت

دانلود ویدئوی آموزشی نحوه تکمیل توصیف عملکرد و ثبت نتایج نوبت اول مقطع ابتدایی در سامانه سیدا دی ماه 1400


بازیابی کلمه عبور در سامانه سیدا برای ورود نمرات دی ماه 1400


راهنمای کامل کردن کارنامه ارزشیابی توصیفی پایه اول تاششم ابتدایی بصورت ورد